تبليغاتX
روی شیروانی داغ - غزه آتش گرفته

روی شیروانی داغ

زیر این آفتابٍ چموشٍ ظهرگاهٍ زندگی...

غزه آتش گرفته

  غزه آتش گرفته.یک مشت احمقی که "دولت‌مرد بودن" و "چریک بودن" را نمی‌توانند از هم تمیز دهند به جای اینکه تدبیر منزل کنند به آتش زدن منزل مشغولند و از آن طرف دولت فخیمه‌ی اسرائیل که خون آن شش میلیون بی‌چاره‌‌ی مرحوم را بهای آرمان ارض موعود کرد به وقیحانه‌ترین شکل ممکن شغل شریف آتش‌افکنی پیشه کرده است.

 

این آرمان طلبی‌ی کور چه وقت می‌خواهد دست از سر جانور دو‌پا بردارد؟ یکی در فکر آرماگدون است و آن یکی در تریبون رسمی در مقام رئیس جمهور یک مملکت از آرمان محو یک کشور دیگر سخن در می‌دهد. و این وسط بی‌چاره فلسطینی‌ها. ساده‌لوحانی که فریب برنامه‌های عام‌المنفعه‌ی حماس را خوردند تا امروز به جای نان، گلوله نوش‌جان کنند. خوب خودشان انتخاب کرده‌اند. همانطور که ملت شهید‌‌پرور ما خودش انتخاب کرد. فلسطینی‌ها هم شهید پرورند و لابد دوست دارند شهید‌پروری را. پس چه اعتراضی می‌شود کرد؟

 

آن دولت‌مردانی که ماجراجویی را هنر می‌دانند، منتخب مردم فلسطینند. در یک انتخاب کاملن آزاد. آنان که بعد از شصت سال هنوز روش درست احقاق حق را یاد نگرفته‌اند. هنوز عقلشان نمی‌رسد که گروگان گرفتن یک اسرائیلی به معنای به فنا دادن جان صدها فلسطینی است. هنوز نمی‌فهمند رکن اصلی دیپلماسی‌ی دولت فخیمه‌ی اسرائیل مظلوم نمائی با استفاده از "کله‌خری" های این خاله خرسه‌های آرمان‌خواه است. و نمی‌فهمند دن‌کیشوت بازی‌های خشن آقایان فقط تضمینی است برای حمایت افکار عمومی در آمریکا و اروپا از دولت‌مردان اسرائیل که اکثرشان واقعن تبه‌کارند. آن حضرات متفکر که جان یک انسان "آن انسان خود حضرتشان هم می تواند باشد" برایشان بی ارزش‌تر از زباله‌های غیر قابل بازیافت است منتخبان ملت هوشیار فلسطین هستند و خوب ملت فلسطین تاوان انتخابش را می دهد. تاوان ناهوشیاریش را.

 

چه می‌توان کرد؟ چه می‌توان گفت؟ آقایان جنگ‌طلب در فلسطین و اسرائیل امروز بر خر مراد سوارند و یک مشت هوچی چند هزار کیلومتر آن‌ور تر در کشوری که نقشی سرنوشت‌ساز در سرنوشت ملت یهود بازی کرده. کشوری که یک بار یهودیان را از آواره‌گی نجات داده از محو اسرائیل دم می‌زنند.

 

من به عنوان یک ایرانی شرمسار روی عبوس پدران فلسطینی‌ام. شرمسار چشم‌های اشک‌بار مادران خمیده‌قامت، شرمسار کودکانی که نمی توانند مطممئن باشند این بار که در کوچه‌های خاکی غزه به یاد کریستیانو رونالدو حریفشان را دریبل می‌زنند آیا ترکشی پای هنرمندشان را معیوب نخواهد کرد؟

ما ایرانی‌ها هم کم مسئول نیستیم در بی‌چارگی‌های فلسطینیان بی‌چاره.

پ.ن: یک دوست وبلاگ‌نویس در بخش کامنت‌ این مطلب شعر نسبتن زیبایی از علی‌رضا قزوه را نقل کرده. هر چند که با تفکری که پشت شعر خوابیده مشکل دارم اما نمی‌توانم زیبایی‌ی آن را نفی کنم. حتمن بخوانیدش.

این هم آدرس وبلاگ این دوست که تازه تآسیس کرده تارنمایش را‌ "چقدر ازاین لغت تارنما بدم می‌آید!":

http://yerena.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 6:7  توسط احمد ابوالفتحی  |