من اینجا چه کار دارم؟ کی منو انداخت تو این برزخ لعنتی؟ دوباره؟ دوباره؟ اون تجربه ی لعنتی قبلی بس نبود؟ دوباره اردیبهشت شد و فیلت یاد قبرستون کرد! برو گمشو پسر... تو آدم بشو نیستی.......................
2
قلمی شد در دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 12:38  به خامهی: احمد ابوالفتحی
|
(عکس از: هانری کارتیه برسون)
نقل من و وبلاگستان برای خودش ماجرائی شده! روزگاری افتخارم این بود که گوشهی انگشت وسط دست چپم از فرط تماس با لوله خودکار، پینه بسته؛.در آن روزگاران چپدستی یکی ازمشخصههایم بود. ولی حالا پینهی انگشت، از بس که خودکار در دستم نگرفتهام صاف شده وچپدستیام... وقتی که قلمت یک مشت دکمه است دیگر چپدستی و راستدستی معنائی دارد؟ فکر میکردم پای صفحهی مجازی نشستن و با قلم مجازی نوشتن مثل "بیدل" بازی کردن و وبگردی یکی از موهبتهای کامپیوتر است، حالا هم همین طور فکر میکنم اما گاهی به خودم می گویم تو را چه به موهبت، خودکارت را چه کار کردی و از قضا این گاهی همهی آن لحظههائی است که منتظرم در وبلاگستان باز شود و بنویسم